حسین و سلنا گومز
سلام پریسا
درباره وبلاگ جدیدمه ترو خدا بخونین$$$$
سلام دوستان ........
سایت www.azkarantakaran.blogfa.com
افتتاح شد هم اکنون می توانید از این سایت استفاده کنید
راستی دوستانی که من توی لینک هاشون هستم لطفا اسم لینکمو از
ازکران تا کران تعقییر بدن و عنوان جدید وبلاگم رو جایگزین کنن چون از کران تا کران یه وبلاگ جدید شده است ..
راستی خواستین وبلاگ جدیدم رو لینک کنین و بگید تا توی از کران تا کران لینکتون کنم
ممنون از توجه تون دوستان
چه فرقی دارد تابستان یا پاییز
چه فرقی دارد
دردت به جانم
در بلندای یکی از همین شب ها
عمیق ترین تنفس عشق
سیل اندوه را
دور خواهد کرد
راه را نشان خواهد داد.
![[عکس: a70n4j5zgb32iiyekoqk.jpg]](http://www.8pic.ir/images/a70n4j5zgb32iiyekoqk.jpg)
کسی بر سقف این خانه
. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخوانده
بزن باران ! تو هم زخمی بزن
بر زخم این خانه.
... بزن اهنگ زیبایت
صدای چک چکه سازت
میان کاسه خالی
شکنچه میکند امشب
من تنها ی زندانی
.
تو ای باران
از این ویرانه دل بگذر
یقین بیرون این خانه
هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.

می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله بیدار
روشنگر شبهای بلند قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو هیهات ، که یک روز
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله ، که جز یاد تو ، گر هیچ کسم است
حاشا ، که بجز عشق تو ، گر هیچ کسم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق
در غربت این مهلکه فریاد رسم بود
لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم ، بخدا گر هوسم بود ، بسم بود

ماه من ، آفت دل ، فتنه ی جانها شده ای !
پشت ها گشته دوتا، در غمت ای سرو روان
تا تو درگلشن خوبی گل یکتا شده ای
...
خوبی و دلبری و حسن , حسابی دارد
بی حساب از چه سبب اینهمه زیبا شده ای ؟
حیف و صدحیف که بااینهمه زیبایی و لطف
عشق بگذاشته اندرپی سودا شده ای
شبِ مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
باز آشوبگر خاطر شیدا شده ای
بین امواج مهت رقص کنان می بینم
لطف را بین ،که به شیرینی رویا شده ای
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟

چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است
دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی
که از حرارت ” من دیده ام ترا ” گرم است
بیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،
هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است

*******************************
بعید نیست سرم را غزل به باد دهد
و آبروی مرا در محل به باد دهد
زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا
دوصد کنایه و ضربالمثل به باد دهد
چهقدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

*******************************
کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ
میرود تنهای تنها، باز هم میبینمش
باز هم رد میشود از این خیابانِ شلوغ


پرورش مهرگیاه!!!!
سلام به دومین کلاس گیاه شناسی خوش اومدین امروز در مورد پروش گونه ی زیبای گیاهی یعنی مهر گیاه صحیت می کنیم گیاهی ک رویای آدم بودن رو در سر داره . اولین کاری که باید انجام بدین تهییه دانه ی مهرگیه است البته این دانه مانند دانه های کیاهان دیگر نیست این دانه مانند جنینی است که در زانو هایش را در سینه جمع کرده . در عکس زیر دانه مهر گیاه نشان داده شده.

مهر گیاه یکی از حساس ترین گیاهان است پس به خوبی و ملاییمت با آن رفتار کنید . بعد از تیه دانه آن را در یک کاسه شیر تازه بگذارید و آن زمان است که دانه جان پیدا می کند و تکان می خورذ و از هم باز می شود و مانند نوزادی گریه می کند. از آن به بعد هر صبخ باید 2 قطره خون انسان به او بدهید. تا زمانی که ریشه هایش سبز می شود و آنگاه دادن خون را متوقف می کنید و آنرا در گلدانی بگذارید و دور آنرا خاک بریزید طوری که سر مهر گیاه بیرون بماند . هر روز یک لیوان شیر پای آن بریزید . تا زمانی که برگ هایصش سبز و رشد کند آن زمان دیگر باید بجای شیر به او آب بدهید. وقتی که مهر گیاه گل می دهد اگر قصد داریید گیاه جدید متولد کند باید دوباره دادن قطرات خون را او آغاز کنید تا زمانی که گلی که در بین برگ ها و شاخه هایش قرار دارد بسته شود و به مرور زمانی بزرگ شود و خشک شود آنگاه آنرا از شاخه جداکنید و گل بسته را باز کنید و یک دانه مهر گیاه را از آن بیرون بکشید. گل مهر گیاه خاصیت های دیگر دارد زمان جوانی گل در آن گرده ی فراوانی وجود دارد که بویدن آن یا پاشیدن آن روی صورت کسی باعث خواب آلودگی و ترجیها بیهوشی می شود..
اما مهر گیاه یک جادوی بسیار قوی برای زندگی دارد این معنی نیست که خود را زنده نگهدارد به معنی این است که به زندگی ها نیز کمک می کند در بهبود بهوش آمدن و یکی از جادو های قدیمی او قدرت به دنیا آوردن بچه را در مادر افزایش میابد . زمانی که یک مادر در نزدیک زایمانش است یک دانه مهر گیاه را در شیر زیر تخت او پرورش می دهند تا قدرت اورا دو چندان کند سابقه داشته مهر گیاه جان مادر های زیادی را نجات داده. هیچگاه مهر گیاه را از خاک بیرون نکشید زیرا با جیغ مرگ بار او مواجه می شوید. خیلی خوب حالا می خوام به من بگید قطرات خون و شیر چرا به به مهر گیااه داده میشه؟ و برای چکاری مهر گیاه را از خاک بیرون می کشند؟ لطف جواب هارو برای من پیامم خصوصی کنید سوالی نیست؟
عکس از مهر گیاه خشک شده استرالیای این نوع شباهت بسیار زیادی به انسان دارد و با مهر گیاه معمولی تفاوت زیادی دارد و بسیار کم یاب است.
باز باران بی ترانه

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر
باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه
یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم
می دریدم قلب خود را
دور می گشتی تو از من
با دو چشم خیس و گریان
می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه
پر بهانه زود برگردی به خانه
یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد
این ترانه باز باران باز می گردم به خانه

جاگذاشته ام دلی
هرکه یافت
مژدگانی اش تمام “زندگی ام”

خدایا!
دستانی را در دستانم قرار بده
که پاهایش با دیگری پیش نرود...
من
بی تو
در غریب ترین شهر عالمم...
بی من
تو در کجای جهانی
که نیستی؟!...

کاش می شد روی خط سرنوشت
روزهای با تو بودن را نوشت..
سرنوشت , ننوشت
گر نوشت , بد نوشت
اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

پـیـراهــَــنـــمــ را بــــِــزטּ بـآلـــآ !!
كـــَمـــَــرَمـــ را دیـــدے ؟؟
نـــترس ، چیـزے نیــســـتـــ !!
ایــטּ هــا فــَــقــَــط جـآے خـــَـنــجــَـرَنـــد !!
مــــטּ نــفــَــهـمیــدمــ در رفـــــآقــــَـتـــ چــــﮧ شـــد ؟؟ !!
وَلــــــــﮯ ؛ تــــــو مــُــواظـــبـــــ بــــآش .. !!
سوسوی هیچ ستاره ای برای من نیست
دلم گرفته
یک دلتنگی همیشگی مدام همراه من است
کاش تو را ندیده بودم
عشق برای کودکان/خخخ
العان داره فکر خودکشی میکنه

با با بی خیال اون دیگه رفته



سلام به وب من خوش اومدین من حسین انصاری هستم 17 سالمه واین وبو درباره ی هر چی که به فکرتون میرسه درست کردم از کران تا کران امید وارم که خوشتون بیاد همچنین از این که به وبم اومدین خوشحالم